![]() |
![]() |
|
| دلتنگی ها و دغدغه های من |
|
امسال اولین سالیه که تو نمیای و من اومدم عید رو بهت تبریک بگم نمیدونم چی میتونم بهت عیدی بدم،نمیدونم چی میتونه خوشحالت کنه نمیدونم چی میتونه درد از دست دادن عزیزی رو تسکین بده همه ی دنیا به لحظه ی از دست دادن عزیزی نمیارزه تنها خاطره ی خنده هایت ، عکس هایت و فیلم هایت برایم مانده پارسال عید جوابمو ندادی ، ساکت ساکت خوابیده بودی میدونم دلت میخواست حرف بزنی و صدای نفسهای خسته ات خیلی حرف ها به من گفت و آخرین قصه ات را با قلبت بر روی مونیتور بیمارستان نوشتی سال نو مبارک درسا جان
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 12:18 توسط |
|
![]() وقتی تو به دنیا اومدی فرشته ها داشتن گریه میکردن آخه یکی ازشون کم شده بود ![]() تولدت مبارک درسا جان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 11:44 توسط |
|
![]()
حتی عروسکهای تو باور ندارند دیگر کنار تو نشستن را نبینند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 3:6 توسط |
|
|
درسا جان امشب ياد صورت زيباي تو در قاب صورتي و دويدن هايت از دم در مدرسه تا كنار ماشين افتادم.
فردا مدرسه ها باز ميشود و من بدجوري دلم گرفته است.ياد دفترهايت كه به من با افتخار نشان ميدادي افتاده ام و صدآفرين هايت كه به حق صدآفرين داشتي.
ياد داستانهاي با احساست كه از داستانهاي بهترين داستان نويس ها هم برايم جذاب و شيرين بود و هربار كه قسمتي را آماده ميكردي برايم ميخواندي. ياد و خاطره ي تك تك احساسات پاك و كودكانه ات مرا به گريه مي اندازد و عجب شب غمگيني است.
امسال قرار بود چهارمين سال از مدرسه ات را ميرفتي اما هنوز عيد 90 نشده بود كه همه ي همكلاسي هايت و ما را تنها گذاشتي . هنوز دفترهاي سال سوم ات باز است و من چه جايزه هايي كه به تو بدهكارم.
به گمانم امسال "باز باران با ترانه - با گوهرهاي فراوان" را بايد ميخواندي...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم مهر 1390ساعت 22:37 توسط |
|
|
دوست دارم دار فانی را به تار خاطرات تو بپا دارم
وبا پود خیال تو زمان پیمانه گردانم دوست دارم هر گره از دار عمرم را به چشمانت گره بندم و نقش خنده هایت را به دارم زنده گردانم دوست دارم رنگ یکرنگی به مانند تو بردارم تمام زندگانی را به یکرنگی بیارایم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 11:7 توسط |
|
![]() چرا رفتی؟ چرا دل زار کردی؟ چرا چشمان ما خونبار کردی؟ دو چشم نرگست را خواب کردی ز خون خود چرا سرخاب کردی؟ چرا ما را به خاکستر نشاندی؟ به دیدارت به گورستان کشاندی تمام خاطراتت خاطرم هست امید زندگی از خاطرم جست دویدن های ناز کودکانه تبسم های شاد شادمانه محبت های ناب صادقانه شمیم بوسه های بی بهانه منم با آخرین تصویر درگیر شدم با آخرین انشاء تو پیر به دست خود تو را بر دوش بردم ندانستم چرا پیشت نمردم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 10:40 توسط |
|
زندگی از مرگ ما آبستن استگریه ها زنگوله ی خندیدن است ماهی تنگ بلور عید ما تشنه ی رخسار تو بوسیدن است غنچه های نیمه باز باغ ما منتظر با گام تو رقصیدن است حسرت پروانه ها جانم گرفت آرزویم دور تو گردیدن است بی تو خشکیده دل پژمردمان خنده هایت مژده ی باریدن است چشم در راه تو ام "درسا" بیا این چه هنگام بد خوابیدن است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 13:57 توسط |
|
|
درساجان آخرين برگ دفتر انشاي تو را بارها و بارها ميخوانم و اشك در چشمانم حلقه ميزند چه زيبا عيد را توصيف كردي عيدي كه خودت آنرا نديدي و درست چند ساعت مانده به نوروز چشم هايت را فروبستي
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 12:32 توسط |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 12:15 توسط |
|
سيده درسا طالبي طلوع : 1380/11/10 غروب : 1390/1/7 29 اسفند 89 در اثر شكستگي بازوي سيبك فرمان خودرو محصول ايران خودرو ، در كمال ناباوري ضربه مغزي شد و پس از چند روز استقامت بالاخره در 7 فروردين 1390 با جهان و جهانيان وداع كرد. بی تو بهانه گیر شد هر دل بی بهانه ای در غم تو به خون نشست ساکن هر کرانه ای "درسا" بهشت جای توست لایق تو جهان بود لیک چه سخت میشود کوچ پری ز خانه ای درسا جان تنها 9 سال پيش ما ماندي اما اين نه سال چنان محبتي در دل ما كاشتي كه هرگز از ياد نخواهد رفت دهه ي هشتاد دهه ي حيات تو در اين عالم فاني بود و نوروز نود پيام آور مصيبت عظمي بي تو شهر دل غمگين ، بي تو كوچه ها دلگير رفتن تو شد آخر ، سهم ما هم از تقدير بي تو با خزان يكسان شد بهار ما "درسا" حول حالناي ما گشته واژگون تعبير |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 16:34 توسط |
|
|
بوسه ی باران پروفايل رعد و برق مرداب |
| بوی باران |
|
|
| خاطره های نمناک |
|
فروردین 1391 بهمن 1390 دی 1390 مهر 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 فروردین 1390 |
| آوای برکه |
|
دلتنگی ها دغدغه ها |
|
|